الشيخ محمد الصادقي الطهراني
235
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
نگارنده : بر هر خوانندهء دانا و باريكبين كه سيرى در آيات قرآنى كرده باشد هويداست كه سخنان فوق ، از حد غلطگيرى گذشته و بايستى بفكر صحيحگيرى آنها افتاد ! . طنطاوى اگر ميدانست كه جايگاه ستارگانى كه زينت بخش آسمان ميباشند نخستين طبقه از طبقات هفتگانهء آسمان بر طبق تقسيم قرآن است « 1 » هرگز بر خلاف موازين لغوى و فهم سادهء همگانى ، به خود اجازه نميداد كه صريح بگويد : عدد مفهومى ندارد ، چه هفت بخش و چه هزار بخش بيك معنى است . اگر مفهوم ندارد ، پس چرا در برابر بستانكارى كه از جنابعالى مطالبهء هفت هزار تومان كند ، تنها به همان مقدار اكتفا كرده و دينارى بيش از آن نمىپردازيد . آرى ، چنان كه از پيش نيز اشاره شد ، عدد هنگامى مفهوم ندارد كه گوينده در مقام تعداد نباشد « 2 » ولى در صورتى كه زمينهء تعداد پيش آيد - عدد نص در انحصار خواهد بود « 3 » . آيات آفرينش جهان نيز در زمينهء خاصى نيست ، و بلكه از « ماء » مادربزرگ جهان آغاز كرده است كه : زمانهائى دراز عالم ماده « ماء » بوده ، و سپس در اثر يك يا چند انفجار گازهاى زيادى از آن برخاست ، كه مادهء آسمانى گشت ، و اين ماده بهفت بخش انقسام يافته و بنام طبقات هفت آسمان در نه آيهء قرآنى تصريح شد .
--> ( 1 ) - چنان كه قبلا اشاره شد ، و در عنوان جايگاه ستارگان خواهد آمد . ( 2 ) - چنان كه گوئى اين دو اسب مرا تو و رفيقت سوار شويد - البته در اين زمينه عدد مفهوم ندارد - يعنى دليل بر اين نيست كه اسبهاى گوينده در انحصار اين دو اسب باشد . ( 3 ) - چنان كه كسى در مقام تعداد تمامى خانههاى خود گويد : من پانزده خانه دارم ، در اين زمينه اگر تعداد كمتر يا بيشتر باشد سخن گوينده دروغ ، و اگر هزاران برابر باشد اضافه بر آن جنون خواهد بود .